تبليغاتX
کام تلخ
کام تلخ
کانمان سوخت ز بس تلخی دنیا دیدیم . . .
یکشنبه یازدهم آذر 1386
متهمان در شب نشینی

 

همه شان متهمند. به فکل کراواتشان نگاه نکنید. به بحثهای روشنفکریشان گوش ندهید. به کلمه های غریبشان، به اصطلاحات قلنبه، سلنبه و به سیاست کلامشان نیست؛ همه شان متهمند.

آقای قاضی با شکم بر آمده اش و دستمال گردن زربفتی که گردن کلفتش را پنهان کرده است، آقای دادستان با عینک دسته شاخی و نگاه سنگین، آقای وزیر با آنهمه کبکبه و دبدبه اش و محافظین درشتش، متهمند. این دو، سه وکیل مشهور هم متهمند؛ هم اولی با کت و شلوار شیکش هم آنیکی با همه کتابهایی که ادعا می کند نوشته است و هم دیگری با آن القاب اشرافی اش.به ادا و اطوار متجدد و اشرافیشان نیست، به خودنویسهای طلا و لباسهای فاخر، به هیچ کدام از اینها نیست؛ اینها همه متهمند.

هر چقدر هم ادعای بی گناهی داشته باشند، هر چقدر هم ادا در آورند؛ یک نگاه به قیافه شان بکنید؛ معلوم می شود که همه متهمند. خودشان نیک می دانند. همه صورتشان را در هم کشیده اند و سعی می کنند لبخند بزنند. ولی از سر و رویشان ناراحتی می بارد.

همه شان متهمند و خودشان هم می دانند. و یکی شان حداقل مجرم است. آری یکی از بین اینها لاجرم مجرم است و اینرا همه شان می دانند: یکی این وسط به آرامی گوزیده است و همه شان زیر دماغشان اینرا حس کرده اند.

.

+ چنین نوشت به گاه 1:26 . امیر .