عاشقم بودی
اینرا به سادگی
با تمام وجود می دانستم
از طرز نگاهت
رنگ کلامت
طعم بوسه هایت
تو به سادگی عاشقم بودی
و من به سادگی نمی دانستم، چرا
تا روزی که پرسیدمت
و تو به سادگی پاسخم دادی
گفتی :
آری، عاشقت هستم
پرسیدمت :
عاشق چه ام شده ای، بانو
به امید هر پاسخی بودم
که عاشق رویم شده ای
که عاشق جانم شده ای
که عاشق فکرم شده ای
که عاشق روحم شده ای
که عاشق ...
و تو چشم در چشمم دوختی
و به سادگی پاسخم دادی:
عاشق جانور توی تنبانت شده ام...
.