تبليغاتX
کام تلخ
کام تلخ
کانمان سوخت ز بس تلخی دنیا دیدیم . . .
دوشنبه بیست و سوم اردیبهشت 1387
آیت زیبای زندگی

 

گام که بر می داری تا دور دستها کوه و دشت

سر بر می آرند که آخرین آیت پروردگار را بنگرند بر روی زمین

می پندارم که کوه و دشت را به زیبایی ِ آخرین آیت آفریدگار چه کار

همانها که امانت ازلی را به دوش چون منی انداختند

و من وارث این امانتم

و چه زیباست وارث امانت ازل بودن

که از ازل دل در گرو وهمی موهوم ببندی

که تو نه وهمی و نه موهوم

و پنداری که از ازل بوده ای

ای آیت زیبای زندگی

. . .

ببین چه رمانتیک شدم

ببین...

ببین

نه جون من ببین؟

حال کردی؟

خوب حالا خودت اینو باز کن، من هیچوقت نتونستم چفت و بست این ممه بندتو باز کنم ...

.

+ چنین نوشت به گاه 21:31 . امیر .